بیخیال عشق

شاهرگ هاي زمين از داغ باران پر شده است
آسمانا! کاسه ي صبر درختان پر شده است
زندگي چون ساعت شماطه دار کهنه اي
از توقف ها و رفتن هاي يکسان پر شده است
چاي مي نوشم که با غفلت فراموشت کنم
چاي مي نوشم ولي از اشک، فنجان پرشده است
بس که گل هايم به گور دسته جمعي رفته اند
ديگر از گل هاي پرپر خاک گلدان پر شده است
دوک نخ ريسي بياور؛ يوسف مصري ببر
شهر از بازار يوسف هاي ارزان پر شده است
شهر گفتم!؟ شهر! آري شهر! آري شهر! شهر
از خيابان! از خيابان! از خيابان پر شده است

دوستت دارم
تقدیم به عزیزترینم . مجـــــــــیدم دوستت دارم
همه می پرسند:
«چیست درزمزمه مبهم آب؟
«چیست درهمهمه دلکش برگ؟
Every body asks:
«What hides in the ambiguous murmuring of water?
«What hides in the attractive humming of leaves?
«چیست دربازی آن ابرسپید،
روی این آبی آرام بلند،
که تورا می برد این گونه به ژرفای خیال؟
«What hides in the play of thet white cloud,
Above this calm lofty Blue,
Carring thou thus into the deep of fantasy?
«چیست درخلوت خاموش کبوترها؟
«چیست درکوشش بی حاصل موج؟
«What hides in the silent solitude of doves?
«What hides in the useless struggle of waves?
فا«چیست درخنده جام؟
که توچندین ساعت
مات ومبهوت به آن می نگری؟»
«What hides in the smile of goblet?
That you are so astonished to gaze
For hours?»
- نه به ابر،
نه به آب،
نه به برگ،
- Not of cloud,
Not of water,
Not of leaves,
نه به این آبی آرام بلند،
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام،
نه به این خلوت خاموش کبوترها؛
Not of this calm lofty Blue,
Not of this burning fire inside the goblet,
Not of this silent soiltude of doves;
من به این جمله نمی اندیشم!
Not of these do I think!
من مناجات درختان راهنگام سحر،
رقص عطرگل یخ رابا باد،
The tree silent praying at dawn,
The perfume of winter flowers dancing with wind,
نفس پاک شقایق رادرسینه کوه،
صحبت چلچله ها رابا صبح،
The poppy breathing purely within the bosom of mount,
The swallows talking with the morn,
نبض پاینده هستی را،درگندم زار،
گردش رنگ وطراوت رادرگونه گل،
Existence beating immortal in the wheat paddy,
Playing colour and freshness upon the cheeks of flower,
همه را می شنوم، می بینم!
All I see and hear!
من به این جمله می اندیشم!
به تومی اندیشم!
Not of these do I think!
Of you do I think!
ای سراپا همه خوبی،
تک وتنها به تومی اندیشم!
Of you – all over goodness,
Of you alone do I think!
همه وقت،
همه جا،
من به هرحال که باشم به تومی اندیشم!
Every time,
Every place,
In whatever state, of you do I think!
توبدان این را
تنها توبدان
You Know this
Only you know this
توبیا،
توبمان با من تنها توبمان.
Come
Stay with me, stay you alone.
جای مهتاب به تاریکی شب ها توبتاب!
من فدای تو، به جای همه گل ها توبخند!
Shine upon dark nights for the moonlight!
Maybe I die to you but smile for every flowers!
اینک این من که به پای تودرافتادم باز.
ریسمانی کن ازآن موی دراز،
Now that I have fallen upon your feet.
Make that long tress a piece of rope,
توبگیر!
توببند!
توبخواه!
Only you seize me!
Only you tie me!
Only you desire me!
پاسخ چلچله ها راتوبگو.
قصه ابرهوارا توبخوان!
Answer the swallows.
Narrate the tale of clouds!
توبمان با من، تنها توبمان!
دردل ساغرهستی توبجوش!
Stay with me, stay you alone!
Boil inside the heart of lifes goblet!
من، همین یک نفس ازجرعه جانم باقی است،
آخرین جرعه این جام تهی را توبنوش!
Only one drop of my life remains,
Drink up the last drop of this empty goblet!

عجب
سلام به بشه هاي خوف خوف
چطمولين؟اين دفعه اومدم بگم که يه اتفاق غير منتظره و غير ممکن و باور نکردي رخ داده
ميخواين بگم شما هم از تعجب زياد مثل من آپ کنين؟
اگه از دوستان روم چتفور هستين ميدونين کي رو ميگم
بگم
يه دختر! يه دوست!يه ياور
هههه
برام شارژ ايرانسل گرفت خيلي جالبه اصلا باورش سخته
فکر کن چقدر دس به دل باز اخه چقدر ميتونه اين دختر لارج باشه
الله اکبر
من که باورم نميشه
بابا بنفشه دختر اصفهوني نصف جهوني
من بعد مدت ها اومدم آپ کنم و بگم واقعا چه دوستاي خومشلي دارم من
ههههه
البته کادوهه ولنتاينه ديگه چه کنيم
ملت پارسال شاسخين بهم هديه ميدادن 40 تومن به بالا
دوست عزيزه ما با منت شارژ ايرانسل اونم 2تومني...الله اکبر
ولي بازم ممنون دنبال بهونه بودم که هم ولنتاين رو البته خشک و خالي به حاج آقا مجيد سوزوکي تبريک بگم
و بگم ان شاالله از سال آينده ازت دو تا کادو ولنتاين ميگيرم
دوستت دارم يه عالمه -يه عالمه خيلي کمه-دوستت دارم بيشتر از همه

تو کف این جور کارت شارژها میومنم...ههه
خدانگهدارتون
سخته ولی خداحافظ
بنام لیلی و مجنون که سر لوحه ی عشق اند
سلام...نمیدونم چی بگم ! یا از کجا بگم ! آخه میدونی خیلــــــــــی سخته ! آخه اصلا خودم باورم نمیشه
و حتی نمیخوامم باور کنم ! میخوام یه مدت برم ! یه مدت نباشم ! شاید یه روز!شاید یه هفته! شاید
یه ماه! شاید یه سال! من زیاد با واژه ای شایــــــــــــــد بازی میکنم ... دوست ندارم برم و منو فراموش
کنین...دوستتون دارم حتی شما دوست عزیزم ...امیدوارم روزی رسیــد و گذرتون به وبلاگم خورد یه سری
هم به من بزنین آخه دوست ندارم منو به فراموشی بسپـــــــــارین !!!
میرم ولی برمیگردم
من همیشه میـــــــــگم که هر سلامی خداحافظــــــــــی دارد و هر شروعی پایانـــــــــــی
پس تا ســــلام و شـــروع مجدد خدانگــــــــــهدارتون باشه 
و راســتی اینم بگم که من هنوز دوســــــــتت دارم

هي بازيگر! گريه نکن! ماهمه مون مثل هميم
صبحا که از خواب پا ميشيم نقاب به صورت مي زنيم
يکي معلم ميشه و يکي ميشه خونه بدوش
يکي ترانه ساز ميشه يکي ميشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگي تا شب رو صورتاي ماس
گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداس
هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش
کاشکی مي شد تو زندگي ما خودمون باشيم و بس
تنها براي يک نگاه، حتي براي يک نفس
تا کي به جاي خود ما نقابه ما حرف بزنه؟
تا کي سکوتو رج زدن نقش نمايش منه؟
هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش
مي خوام همين ترانه رُ رو صحنه فرياد بزنم
نقابمو پاره کنم، جاي خودم داد بزنم

ای دل
همه شب صورت خود را به خدا خواهم کرد ،
از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد ،
تا که جان دارم و بر سینه نفس می آید ،
بر تو و عشق تو ای دوست وفا خواهم کرد .
نمی دانم که بودی یا چه بودی ،
ولی بی حرف قلبم را ربودی ،
نمی دانم که هستم یا چه هستم ،
ولی هر لحظه در فکر تو هستم .
![]()
هر قطره اشک نشان دل شکستگی است ، هر سکوت نشان تنهایی است ، هر لبخند نشان مهربانی است ، هر پیام نشانی از دل تنگی من برای تو است .


